تبليغاتX
جامعه شناسی
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تبیین استراتژی تحول اجتماعی

چرا نباید عمل سیاسی آشکار انجام دهیم؟

قسمت اول: بستر اجتماعی یا اپیستمه ی موجود ِ جامعه ایران
در این مطلب می خواهم در این باره صحبت کنم که چرا در وضعیت موجود مبارزه ی سیاسی ِ آشکار پاسخ مناسبی به شرایط سیاسی و اجتماعی موجود نیست. به نظرم انتخابات امسال نشاندهنده ی سه نوع استراتژی سیاسی ِ متفاوت بود که هر کدام از کاندیداها نماینده ی یکی از آنها بودند.

چپ افراطی = کروبی

چپ میانه رو = موسوی- خاتمی

راست میانه رو = -

راست افراطی = احمدی نژاد

این سه نماینده، در واقع نمایندگی از سه گفتمان متفاوت می کردند که در بستر وضعیت اجتماعی یا اپیستمه ای ِ موجود شکل گرفته اند.

در ادامه توضیح بیشتری درباره ی هر یک از این گفتمان ها ارائه خواهم کرد. اما قبل از آن اجازه بدهید درباره ی اپیستمه ی خاصی که بستر لازم برای ظهور این گفتمان ها را فراهم کرده است، صحبت کنم.

هر دوران تاریخی – اجتماعی در بردارنده ی اپیستمه ی خاصی است که در درون هر یک از این اپیستمه ها، گفتمان های متفاوتی امکان بروز و ظهور می یابند. اپیستمه حاوی کلی ترین شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که در واقع زیربنا و بستر لازم را برای ظهور گفتمان های متفاوت فراهم می آورند. گفتمان ها از درون اپیستمه و از امکاناتی که این شرایط در اختیار آنها قرار می دهد تغذیه می کنند و هر کدام بخشی از آن برجسته کرده و می کوشند خود را به عنوان نماینده ی کل اپیستمه جا بزنند، اما فرایند دیالکتیکی از درون اپیستمه ی موجود عناصری در اختیار گفتمان های رقیب قرار می دهد تا بر علیه گفتمان غالب به پا خیزند و امکان رقابت را فراهم آورند.

در واقع اپیستمه ها را می توان یک وضعیت آب و هوایی و اقلیمی خاصی تعبیر کرد که در این وضعیت آب و هوایی گیاهان و جانوران خاصی امکان زیست و زاد و ولد پیدا می کنند. این اپیستمه است که به طور پیشینی و از قبل تعیین می کند که چه نوع گفتمانی می تواند امکان رشد را داشته باشد. همانطور که مثلا آب و هوایی کویری یا قطبی از قبل تعیین می کنند که چه نوع گیاهان و جانورانی می توانند در این آب و هواهای متفاوت امکان رشد را داشته باشند.

یا به عبارتی دیگر اپیستمه یک زمین حاصلخیز است که گفتمان های مختلف همچون گیاهانی می مانند که از امکانات و توانایی های این بستر اجتماعی تغذیه کرده و رشد می کنند.

حال در هر دوره ی تاریخی، گفتمانی می تواند پیروز رقابت های گفتمانی گردد که شناخت درست و صحیحی از بسترهای اجتماعی موجود، که همان اپیستمه ی موجود می باشد، داشته باشد.

 

بستر اجتماعی یا اپیستمه ی موجود ِ ایران چیست؟ یا مهمترین ویژگیهای جامعه ی ایرانی چیست؟

1- مذهبی بودن: نخستین ویژگی ای که می توانیم برای جامعه ایرانی در نظر بگیریم آن است که جامعه ی ما، یک جامعه ی عمیقا مذهبی است. مذهب با روح و وجدان عمومی جامعه ی ما در هم تنیده است. مذهب در عمق گوشت، پوست و خون اکثر قریب به اتفاق اعضای جامعه ما فرو رفته است. با آن که به نظر می رسد برخی از اقشار طبقه متوسط رو به بالای شهرنشین (آنهم نسل های جدیدتر) از مذهب فاصله گرفته اند، اما به نظر می رسد که این امر تنها در ظاهر و شیوه ی پوشش و سبک زندگی ِ این افراد اتفاق افتاده است، در حالیکه بنیادهای فکری آنها همچنان مذهبی است. آنها ممکن است به روحانیان یا شریعت (ظواهر و آداب و رسوم مذهبی) بی اعتنا باشند، اما عمیقا با خدا ارتباط دارند و به شخصیت های مذهبی (همچون پیامبران و امامان) احترام می گذارند. در چنین وضعیتی تنها گفتمان هایی در این فضا می توانند امکان رشد داشته باشند که بتوانند از لحاظ مذهبی اعتماد ِ عمومی ایجاد کنند.

2- میانه روی: یکی از ویژگیهای عمده ی عامه مردم در تمامی جوامع میانه رو بودن آنهاست. عامه مردم در حالت طبیعی و در زندگی روزمره همیشه از انجام اعمال یا کارهایی که سیر طبیعی زندگی ِ روزانه شان را مختل می کند، پرهیز می کنند. یکی از مهمترین ویژگی های عامه مردم نیاز آنها به « امنیت اجتماعی » و « امنیت مالی و اقتصادی » است. عامه مردم نه روشنفکرند، نه هنرمند، نه آزادیخواه، نه انقلابی، نه شهادت طلب و ... نه هیچ چیز دیگر ... آنها فقط انسان های معمولی ای هست که خواهان آرامش و ثبات در زندگی شان هستند. زندگی ای که با ازدواج و تشکیل خانواده، داشتن روابط خویشاوندی ِ پایدار، تفریحات سالم، پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و ... معنادار می گردد. خانواده، روابط خویشاوندی، تفریحات سالم و ثبات اقتصادی بنیادهای زندگی اجتماعی در طبیعی ترین صورت آن هستند، عامه مردم عمیقا خواهان یک چنین چیزهایی هستند و تنها در صورتی ممکن است وارد فعالیتهای سیاسی و اجتماعی افراطی گردند که این خواسته های بنیادی شان در خطر قرار گرفته باشد.

بدین جهت در چنین وضعیتی گفتمان هایی می توانند امکان رشد داشته باشند که حافظ حریم خانوادگی، امنیت اجتماعی و اقتصادی مردم باشند و خواسته های آنها را درک کنند.

3- زندگی مبتنی بر عقل سلیم: ویژگی مهم دیگر عامه مردم آن است زندگی آنها مبتنی بر « عقل سلیم » است. عقل سلیم نوعی از عقلانیت محافظه کارانه است که در آن افراد با لحاظ کردن تمامی جوانب و شرایط، تصمیمی که کمترین خطر و بیشترین منفعت را « همین حالا و هم اکنون » برایشان دارد اتخاذ می کنند. عامه مردم نه مثل روشنفکران از آگاهی تاریخی یا عقلانیت بلندمدت، اخلاقی و انسانی بهره می برند، و نه مثل مذهبی های تند و افراطی دنباله رو ارزشهای آرمانی، دینی، شهادت طلبانه و ... هستند، بلکه عامه مردم بدنبال حداکثر ثبات و منفعت می باشند که با کمترین ریسک ممکن بدست آید.

هر چند که می توان گفت عامه مردم تا اندازه ای ارزشهای انسانی، دینی و اخلاقی را رعایت می کنند، اما تا جایی که خطر بزرگی تهدیدشان نمی کند. ویژگی طبیعی انسان های معمولی و اکثریت مردم آن است که در شرایط اضطراری ارزشهای اخلاقی، انسانی، یا آرمانهای روشنفکرانه همچون آزادی را فراموش می کنند و زیرپا می گذارند و سعی می کنند که از خودشان و اطرافیانشان حمایت کنند و ثبات و امنیت زندگی شان را از دست ندهند.

فقط تحت شرایط خاصی، آن هم در کوتاه مدت است که عامه ی مردم خطر را می پذیرند و دست به فعالیتهای سیاسی و تند می زنند، آنهم به شرطی است که امیدوار به ایجاد شرایط مطلوب در آینده ای نزدیک باشند.

در چنین شرایطی گفتمان هایی در این بستر اجتماعی امکان رشد پیدا می کنند که بتوانند با محاسبات منطقی و مبتنی بر عقل سلیم اکثریت افراد همخوانی و سازگاری داشته باشند، یعنی بتوانند برای آنها در کمترین زمان ممکن ثبات و آرامش و امنیت و شادی را فراهم آورند.

4- نیاز به احترام و تایید اجتماعی: یکی دیگر از ویژگیهای توده یا عامه مردم آن است که آنها به شدت در برابر بی احترامی آسیب پذیر هستند. انسان های معمولی به جهت آن که اغلب موقعیت اجتماعی، شغلی، سطح درآمد و ... پایینی دارند و اغلب در بسیاری از زمینه ها بی اطلاع هستند، خیلی نسبت به این نقاط ضعف خویش حساسند، و با تمام وجود می کوشند از طریق نشان دادن برخی از مزیت های خود همچون تحصیلات، درآمد، موقعیت شغلی، امکانات زندگی، زیبایی و ... برای خودشان وجهه و احترام ایجاد کنند و تایید اجتماعی بدست آورند. مهمترین علائق توده و عامه مردم چیزهایی از قبیل ازدواج، چشم و هم چشمی های خانوادگی و خویشاوندی، فوتبال، فیلم های اکشن یا خانوادگی، موسیقی پاپ، زیبایی ظاهری، مد، لباس، وسایل خانه و ... است و به هیچ وجه دوست ندارند که بخاطر یک چنین علائقی از جانب روشنفکران ِ آرمان گرا و فیلسوفان تحقیر شوند یا مذهبی های خشک آنها را سرزنش نمایند.

به همین جهت اکثریت مردم تنها به گفتمان هایی اعتماد می کنند که آنها را بخاطر خودشان، به خاطر آن چیزی که هستند با همان علائق و خواسته هایشان تایید کنند و به آنها واقعا احترام بگذارند.  

5- شادی جمعی و اجتماعی: یکی دیگر از ویژگیهای توده یا عامه مردم، نیاز آنها به شادی اجتماعی است. در واقع یکی از مهمترین خواسته های اکثر انسانها (انسانهای نرمال و طبیعی) میل به داشتن فضای شاد اجتماعی است. به همین خاطر است که اغلب فضاهای کوچک ِ شادی اجتماعی همچون دید و بازدیدهای خانوادگی، مجالس عروسی، یا استادیوم های فوتبال، تا بدین حد میان اکثر مردم ایران طرفدار دارد. یا این که ما اغلب با دوستانمان جمع می شویم، خیابان گردی می کنیم، کوه می رویم، اردوهای دانشجویی و ... تا حداقل برای لحظاتی شادی جمعی را تجربه کنیم. اغلب انسان ها بدنبال بهانه برای شاد بودن هستند و این ویژگی انسان های طبیعی و نرمال است که خواهان حداکثر شادی و حداقل غم و درد هستند و تنها تحت شرایط خاصی است که انزوا، تنهایی، غم و ... را در پیش می گیرند.

حال گفتمان هایی که این آزادی را به افراد بدهند که بتوانند بطور جمع های شاد را راه بیندازند و تجربه کنند، بیشتر می توانند اقبال و حمایت عامه مردم را بدست آورند.

6- استبداد زدگی: این ویژگی خاص جامعه ایران است. ایرانی و ایرانیان برای قرنها انواع و اقسام نظامهای حکومتی استبدادی را تجربه کرده اند و به آنها ظلمهای فراوانی رفته است. به همین جهت به طور ناخودآگاه ایرانیان به شدت از خشونت ِ دولتی هراسان هستند و این ترس در ناخودآگاه جمعی ما نهادینه شده است. (درباره استبداد در جامعه ایران و ذهنیت استبداد زده می توانید به اینجا مراجعه کنید، آخر مقاله ویژگیهای اجتماعی جامعه آسیایی)

به همین جهت گفتمان هایی در بستر اجتماعی ِ جامعه ایران موفق هستند که نماینده ی حداکثر صلح، آرامش و ثبات در جامعه ی ما باشند و عامه مردم را دچار وحشت نکنند.

حال با این مقدمات و صحبت درباره ی برخی ویژگیهای اجتماعی جامعه ایران، در قسمت بعد درباره ی سه گفتمانی که در بالا ذکر کردم با توجه به بستر اجتماعی موجود صحبت می کنم و این که چرا نباید دست به عمل سیاسی آشکار زد...

نوشته شده توسط گروه جامعه شناسی در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 22:17 | لینک ثابت |