مطلب را به بالاترین بفرستید:
وقتی شرایط آرام ِ و از چیزی ترسیده یا وحشت زده نیستی
خوشحالی از این سکوت و سکونی که بر زندگیت حاکم شده
سرت به کارهای خودت، به تنهایی ِ خودت گرم ِ
و دغدغه ای نیست
اما در شرایط ِ بحرانی است که یهو ته دلت خالی می شه
و احساس می کنی که در این بی پیوندی و سکوت
چقدر « آسیب پذیر » هستی
انگار هیچ کس از انسانی که همه پیوندهاش رو با هر چیز و هر کسی
در هستی گسسته آسیب پذیرتر نیست
وقتی ترسیدی، و وجودت رو ترس فرا گرفته
یهو با یک اتاق خالی مواجه می شی و صندلی که باید
روش بشینی و یواش یواش نفس هات رو منظم کنی
تا ترس آرام آرام از وجودت بیرون بره
و آرامشی که می تونست با ده دقیقه صحبت با یک دوست، یا یک خدا بوجود بیاد
برای تو ممکنه ساعت ها طول بکشه
و این هزینه ای ِ که تو باید بپردازی
و این « سرنوشت » توست
علیرضا
نوشته شده توسط گروه جامعه شناسی در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 22:57 | لینک ثابت |

